محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
188
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
آهنگ او كرد و تا رسيدن بيك طعن نيزه او را از پشت زين بر روى زمين انداخت و خان عاليشأن با آنهمه سركشى و طغيان اظهار عجز كرده زبان بخواستن امان گشاد و از كشتن او گذشته ، قورچيان دست و گردنش را بسته در پاى علم بداشتند . پس از آن شاهزادهء شجاعتنشان شمشير الماس فعل زمرد رنگ « 1 » از قراب شتاب بر آورده بىلبث و درنگ بر آنجماعت تاخت و در اندك زمانى بسيارى از وجوه لشكر مخالف را سرانداخت . درين اثنا ، امراى عظام كه از معسكر ظفر انتظام غيبت نموده بودند رايحهء فتح و نصرت از چمن با نزهت « إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً » « 2 » بمشام اميدشان رسيده به اردوى ظفر دستگاه ملحق گرديدند و از زبان هاتف غيبى نداى مسرت فزاى « وَ يَنْصُرَكَ اللَّهُ نَصْراً عَزِيزاً « 3 » » استماع نمودند و بهيأت اجتماعى بر آن سپاه بىپناه حمله آورده علامت « يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ » ظاهر گشت و بتاييد ملك متعال و بيمن دولت و اقبال شاهزادهء سكندر همال وليخان تكلو با پسرش على پاكمال كشته شده دست زمانه بساط آمال ايشانرا در نوشت و مرشد قلى سلطان ولد ولى خليفه ، مسيب خان را دستگير كرده بمصاحبت محمد خان رسانيد . درين حالت ، از هول آن روز كه رستخيز از آن نمونه بود و لزوم « يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ » « 4 » از آن مستفاد مينمود ، شاهزادهء طهماسب عنان به وادى فرار تافت و بعضى از قورچيان بتعاقب او مأمور گرديده يكى از ايشان خود را رسانيده ميرزا را از ميان زين برداشته به نظر انور آورد و شاهزاده كرامت دثار ، برادر را دلدارى داده نوازش فرمود و خاطر جوئى او كرده فارغ و مطمئن خاطرش گردانيد و جناب سيادت و نقابت پناه ، وزارت دستگاه امير قوام الدين حسين اصفهانى كه بر مسند
--> ( 1 ) - م : زمره . ( 2 ) - سورهء 48 آيهء 1 ( 3 ) - سورهء 48 آيهء 3 ( 4 ) - سورهء 80 آيهء 34 .